دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی
خلاصه رمان : همان طور که در جلد اول رمان مطالعه کردید آذر برای این که از دست امین خلاص بشود با نقشه پریسا پیش می رود.
ولی میان راه عاشق شاهرخ می شود.
بابای آذر با نامزدی امین و آذر موافقت خودش را اعلام می کند.
تا اینکه امین، آذر را موقع پیاده شدن از ماشین شاهرخ می بیند و در طی این ماجراها امین آذر را متهم به ناپاک بودن می کند و بینشون دعوایی پیش میاد که آذر بیشتر از امین متنفر می شود.
و این دعوای بینشون باعث می شود آذر تشنج کند و راهی بیمارستان ...
- نام کتاب: عاشقی بعد از فراموشی
- ژانر: عاشقانه ، طنز ، اجتماعی
- نویسنده: طاهره نیرومند
- 2202 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 35,290 views
- 0 کامنت
دانلود رمان تاراج
خلاصه رمان : دختری که بی محبت پدر زیر دست ناپدری بزرگ شد…
دختری که روی پای خود ایستاد و زیر بار حقارت نرفت…
نابرادری که قاتل شد و اعدام شد…
دختری هم لکه دار شد…
و مردی برای انتقام برخاست و هدفی جز به تاراج بردن جان و روح ”یغما“ ندارد…
قسمتی از متن رمان تاراج
ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﺮودﮔﺎه ﺑﻮد.
ﺷﻠﻮﻏﯽ ﺑﺮاﯾﺶ ﮐﻢ ﺑﻮد، ﻏﻮﻏﺎ ﺑﻮد اﯾﻨﺠﺎ…
و آن ﺣﺪﯾﺚ آب زﯾﺮ ﮐﺎه ﺧﻮب می داﻧﺴﺖ در اﯾﻦ ﻓﺮودﮔﺎه ﭼﻪ شلوغیه وحشتناکی اﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮا ﻓﺮﺳﺘﺎد دﻧﺒﺎل ﻣﺤﻤﺪ و ﺧﻮد در ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ.
ﺑﻪ دور و اطرافم ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم…
ﭘﺮوازش ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد، ﭘﺲ ﮐﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮد…؟
ﻣﺮدی ﺳﯿﺎه ...
- نام کتاب: تاراج
- ژانر: اجتماعی ، غم انگیز
- نویسنده: شفیقه مشعوفی
- 2202 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 54,689 views
- 0 کامنت
دانلود رمان بینوایان
خلاصهی رمان
داستان رمان در سال ۱۸۱۵ در بخشی از فرانسه به نام دینیلهبن آغاز میشود.جایی که ژان والژان به عنوان یک روستایی پس از نوزده سال حبس (پنج سال برای دزدیدن نان برای سیر کردن خواهر و خانواده او و چهارده سال به خاطر فرارهای متعدد او) از زندان آزاد شده است.او توسط مهمانخانه دار پس رانده میشود زیرا گذرنامه او زردرنگ است.گذرنامه زردرنگ نشان میدهد که او پیش از این جبرکار بوده است.او با عصبانیت در خیابان میخوابد.اسقف خیراندیش دینیلهبن، مایرل به او پناه میدهد.اما هنگام شب ژان والژان با ظروف نقرهی مایرل فرار میکند و…
قسمتی ...
- نام کتاب: بینوایان
- ژانر: تخیلی.تاریخی.غم انگیز
- نویسنده: ویکتور هوگو
- 2204 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 28,278 views
- 0 کامنت
دانلود رمان سلطان
خلاصهای از رمان : نفس که به همراه پدرش در عمارت بزرگ پاشا خدمت کار بود، با مرگ پدرش همه چیز در زندگیش تغییر می کند.
پاشا ازش می خواهد که زن دوم پسرش مهران بشود و او چاره ای ندارد جز قبول این شرط…
ولی همسر اول مهران نفس را متقاعد می کند که از عمارت فرار کند…
نفس شبانه به کمک زن مهران از امارت فرار می کند و به روستای رقیب می رود.
اما از شانس بد یا شاید هم خوبش، به دست افراد سلطان می افتد.
در این میان رازهای مگویی وجود دارد که نفس از آن ها بی خبر ...
- نام کتاب: سلطان
- ژانر: عاشقانه ، اربابی ، معمایی ، غمانگیز
- نویسنده: م.صحرا
- 2209 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 189,062 views
- 0 کامنت