رمان وصله ناجور pdf
خلاصه :
دیزی از سنین کودکی پدرش
را از دست داده و مادرش
برای فراموش کردن غم از دست
دادن همسر به الکل روی آورده .
و کاملاً او و برادرش را
به حال خود رها کرده
دیزی که خود به مراقبت نیاز داشت ..
حالا می بایست مسئولیت برادر
۶ ساله اش را به عهده بگیرد و از او نگهداری کند
بالاخره روزی مادرش آن دو را رها کرده
و تمام پول های انها را با خود برداشته و میبرد
. دیزی و برادرش را تنها …
بدون کوچکترین پول و پشتیبانی می کند .
دیزی مجبور می شود
ترک تحصیل کرده و برای امرار معاش کار پیدا کند .
اما بعد ...
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 87,670 views
-
تومان 44,600
- 0 کامنت
رمان به من بگو بابا pdf
خلاصه :
لین یه دختر تنهاست.
واقعا تنها!
هرگز پدری نداشته و مادرش،
با وجود دوست پسرهاش
وقت زیادی نداشت که براش مادری کنه.
و از همه بدتر،
بهترین دوستش یه عوضی تمام عیاره.
با وجود همه ی اینا شب
تولد هجده سالگیش داشت تبدیل میشد
به بدترین شب زندگیش.
بارون شدیدی می اومد.
لین سرگردون کوچه و خیابون شده بود.
ودرحالی که داشت کم کم ناامید می شد،
ناگهان، فرشته ی نجاتش سر می رسه
.مردی که لین رو نه فقط از دست یه معتاد ولگرد،
بلکه از تمام مصیبت های زندگیش نجات میده.
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 61,609 views
-
تومان 41,100
- 0 کامنت
رمان پاییز ولگرد pdf
خلاصه :
یک نفر باید هوایمان را داشته باشد؛
هوای دردهای بی هوا را،
هوای بغض های ناگهانی را،
یک نفر باید کنارمان باشد
تا در لحظه ی هجوم اشک،
سد بزند به آبراهه ی پلک هایمان،
تا کسی نفهمد دردمان را،
تا کسی نبیند اشکمان را،
یک نفر باید کنارمان باشد ...
نبضم با تو میزند! با تویی که برای بودنت،
پیشانی به دستهای خدا میسایم.
تویی که داشتنت، وهم میآورد و شوق!
عاشقانهای در دل آرزوهای سوخته...
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 168,629 views
-
تومان 38,700
- 0 کامنت
رمان سنگ کاغذ قیچی pdf
خلاصه :
مردی که شهرداره یه شهره...
مردی که کاندید شده
برای نمایندگی مجلس...
افشار یه پسر ۲۹ساله داره...
باراد قصه مون یه باشگاه
بدن سازی داره و زیادی قیصره...
باراد به خاطر خواهر دوستش
غیرت و تعصبی که گوش فلک
رو کر کرده تو یه کوچه تنگ
چاقو میکنه تو شکم اون
و درست همون لحظه یه دختر
اونو می بینه...یه دختری که ترسیده...
دختری که از ترس دو روز
تو خونه میمونه و روز سوم یه چاقو تو پهلوشه
که بهش میگه سوار شو...
یه عشق دیگه...
همچین چرب و چیلی و خوب..
.
برعکس این خلاصه که رمان رو زیادی جنایی
نشون میده داستانمون عاشقانه است.
منتظر یه هیجان بکر باشید....
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 108,472 views
-
تومان 18,000
- 6 کامنت
رمان انچه گذشت pdf
خلاصه :
رادمان آریا،
مردی مستبد و مرموز است
که گذشته مجهول و تلخی را تجربه کرده،
او کارآگاه ویژه دایره جنایی است؛
کسی که فقط پرونده های
مهم و محرمانه به او داده می شود،
از جنس زن بیزار است
و سالهای طولانی تنها زندگی کرده،
اما با محول شدن پرونده قتل های زنجیره ای
شب های تهران به او،
جرقه شروع طوفانی سهمگین
در زندگی او استارت می خورد،
قتل هایی که به صورت عجیبی هوشمندانه
و وحشیانه اند
و حالا خواهر مقتول ششم، پا به میدان می گذارد …
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 33,122 views
-
تومان 35,200
- 0 کامنت
رمان بازیگر pdf
خلاصه :
داستان زندگی تپش،
یک بازیگر تئاتر که عاشق آریو
سوپراستار سینماست،
او طبق یک نقشه بالاخره به آریو نزدیک میشود،
این در حالی است که متوجه
میشود عمویش سپهر .......
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 80,154 views
-
تومان 39,400 قیمت اصلی تومان 39,400 بود.تومان 35,100قیمت فعلی تومان 35,100 است.
- 0 کامنت
رمان کنعان pdf
خلاصه :
از زمانی که به یاد دارم
انتخاب درست را بلد نبودم
یعنی اینطور بگویم
هر وقت برای خرید به بازار می رفتم
شاهکار به خرج
می دادم !
مثل برای خرید پیراهن که می رفتم؛
چشمم به پیراهن بر تن مانکن می خورد
هم رنگش را می پسندیدم هم طرحش را ؛
همان لحظه تصمیم به خریدش می
گرفتم و تمام...
به خانه که می رفتم تازه می فهمیدم
چه شاهکاری به خرج داده ام
پیراهن را تنم می کردم
گاهی برایم تنگ بود و گاهی بر تنم زار می زد!
اگر هم اندازه بود رنگش به پوست من نمی آمد
یعنی همیشه یک جای کار می لنگید
سعی می کردم با همه چیزش ...
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 114,187 views
-
تومان 24,100
- 0 کامنت
رمان ستمگر جلد 3 pdf
خلاصه :
من عاشق کیتو شدم
و از اینکه بهش اعتراف کنم،
نمی ترسم.ن
یازی نبود اونم متقابلاً همچین چیزی بهم بگه.
من می دونستم اون چه حسی داره.
حتی اگر جراتشو نداشت که بهش اعتراف کنه.
دخترمون به زودی به دنیا میاد
و زندگی مارو برای همیشه تغییر می ده.
اما کیتو بیخیال گذشته می شه؟
بیخیال قولی که برای اعدام کردن من داده؟
یا من نباید هیچ وقت بر می گشتم؟
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 44,059 views
-
تومان 36,300
- 0 کامنت
رمان ساعت تلخ شنی pdf
خلاصه :
صدای پیاپی زنگ و دستی
که همزمان روی در می کوبید،
چرتم را پاره کرد
و چشمان گشاد شده ام را سمت در کشاند.
با قلبی ترسیده و پر تپش وسط اتاق نشستم.
صدای کوبیدن در که محکم تر از قبل بلند شد،
نفهمیدم با چه حالی خودم را به در اتاق رساندم
و ترسیده مامان را که وسط هال ایستاده بود نگاه کردم.
هاج و واج و لرز کنان چادرش را از روی
چوب لباسی نزدیک
در کشید و گفت:
-نمیدونم وال. هر کیه بد جور هول و ول افتاده به جونش
انگار، در رو از جا کند!
-بابا کو؟
در هال را باز کرد و بیرون رفت.
- 2022 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 41,591 views
-
تومان 41,500
- 0 کامنت