دانلود رمان ابر کبود
خلاصهای از رمان : زندگیم را باختم به چه قیمتی؟
عشقه به تو؟! یا یک دروغ تلخ؟!
تو به کابوس شب هایم تبدیل شدی، نه می گذاری ازت فاصله بگیرم، نه بهت نزدیک بشوم…
و من در اعماق این فاصله ها می سوزم.
من عشق تو را با وجود تلخی هایت پذیرفتم…
من دختر درسا نامم، دختری از تبار دیوانگی، می بارم تو نمی بینی…
تبخیر می شوم و به رویت نمی آوری، این انصاف نیست مرد من…
آری من درسایم، یعنی باید گفت درسا بودم ولی با تو…
و بدان ساده بودم و ساده هم می گذرم…
بخشی از متن رمان ابر کبود
– لطفا بس کن…
دیگه ...
- نام کتاب: ابر کبود
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زینب بختیاری
- 2210 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 47,810 views
- 0 کامنت