دانلود رمان باران بی قرار
سوشا بارانا را توآغوشش گرفته بود و اشک میریخت ، سوشا بارانا رو از خودش جدا کرد و از شیشه کوچک به درون اتاق چشم دوخت، پزشک دستگاه شوک را کنار گذاشت و مشغول چک کردن دوباره وضعیت کلاله شد ، سوشا مات زده به صحنه نگاه میکرد پزشک معالج بعد از دادن دستوراتی به چند پرستارحاضر در اتاق از اتاق خارج شد سوشا و بقیه جلوی پزشک ایستادند و…
- نام کتاب: باران بیقرار
- ژانر: عاشقانه/دکتری
- نویسنده: Maheasal77
- 2212 روز پيش
- abbas alimirzaiy
- 68,368 views
- 0 کامنت