رمان تتو کنیز خان pdf
نام : رمان تتو کنیز خان pdf
نویسنده : نگار_ب
ژانر : عاشقانه _خونبس _ معمایی
خلاصه :
بعد از خورد کردن گوجهها، روغنی رو که از قبل آتاش از کابینت بیرون کشیده بود رو برداشتم و همین که میخواستم تو ماهیتابه بریزم گفت: «زیاد نریز.» تای ابروم رو بالا انداختم. – چرا؟! روغن رو از دستم گرفت. – چون زیادش برات خوب نیست. لبخند محوی زدم و گفتم: «باشه.» اینکه اینطوری بهم اهمیت میداد خوشحالم میکرد. و گناه اینکه بهم گفته بود کنیز خان تا حدی شسته میشد. – توی فرانسه با اون زن آشنا شدی؟! گوجهها رو توی ...
رمان مغلوب شیطان pdf
نام : رمان مغلوب شیطان pdf
ژانر : #عاشقانه #پلیسی #انتقامی
نویسنده : #عسل
خلاصه :
اون یه ویرانگر بی رحم
پر از خشونت و وسوسه ست!
اون هرکی رو بخواد تو دام خودش میندازه و از صفحه روزگار محو می کنه.
کارن مارشال یه شیطان واقعی!
و تو رستا!
چاره ای در مقابل اون نداری جز تسلیم شدن
تو دخترک گستاخ و بی پروای شرقی باید خودت رو به اون ببازی
با اینکه سرسختی اما نمی تونی در مقابل اون دووم بیاری
پس دست و پا نزن و تسلیمش شو.
کارن رسا رو میدزده زندانیش میکنه تا پدرش رو عذاب بده همه فکر میکنن رسا مرده ولی...
رمان مکنده عذاب pdf
خلاصه رمان مکنده عذاب:
مرد استریتی که به دام یه روانی میفته.
مرد روانی که زندانیش میکنه
و تا مدت ها بدون گفتن
دلایلش به بدترین نحو شکنجش میکنه!
سامیاری که روحش میشکنه
و بدنش بخاطر شکنجه های مداوم
تحلیل میره اما مصرانه دنبال حقیقت
مبهم شکنجه هاش می گرده،
توی این وضعیت شکنجه گر
بی رحمش دچار دوگانگی احساسی میشه!
رمانهای پیشنهادی سایت:
رمان ناو نهان
رمان عهد اقاقیا
رمان اخرین فداکاری
رمان من همان نیلوفرم pdf
داستان راجع به دختریست به نام نیلوفر
یک دختر هفده ساله که از کودکی
باید تابع قوانین پدرش عمل کنه،
قوانینی که نیلوفر رو مجبور به
ازدواج با یک مرد رذل میکنه!
( رمان در سبک ازدواج اجباری نیست)
و اینجا نیلوفر قصهی ماست
که باید میون خوشبختی خانوادهاش
و کشیدن پردهای سیاه بر روی تمام اهدافش
یا رهایی از اون مخمصه و تحمل عذابهای
پدرش یک راه رو انتخاب کنه!
بخشهایی از رمان واقعیت زندگی نویسندهاست…
خلاصه رمان من همان نیلوفرم
دستام رو محکم روی گوشام فشردم .
نمیخواستم بشنوم،
نمیخواستم باور کنم این حرفها از دهان
دوست داشتنی ترین فرد زندگیم بیرون میاد
اما، اون فریادها به قدری بلند بود که ...
رمان هتل شیراز pdf
پایین صخرهها بودم،
سرم رو بلند کردم
و به نوک تیزش نگاه کردم.
نفس عمیقی کشیدم
و از صخرهها بالا رفتم.
یه جای پرتی بود و
هیچ کس اون اطراف نبود.
تقریبا نصف راه رو رفته بودم که
پام لیز خورد و نزدیک بود بیوفتم پایین.
به زور دستم رو به یه تیکه سنگ گیر دادم
و خودم رو بالاتر کشیدم.
دوست نداشتم الآن بیوفتم،
حتما باید میرسیدم به نوک صخرههای بلند
و از اونجا میپریدم پایین؛
جوری که حتی یه درصد
هم احتمال زنده موندنم نباشه.
گوشه مانتوم پاره شد
و کف دستم و زانوم زخمی.
از درد صورتم جمع شد…
سوزشش عمیق بود ...
سایت پارسی رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آمار سایت
451 نوشته
1435 محصول
209 کامنت
523 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پارسی رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.