رمان شب ماه pdf
خلاصه رمان شب ماه
این روزها نمی دانست
چرا آن قدر آن ضرب
المثل قدیمی ورد
زبان دل و جانش شده
“خود کرده را تدبیر نیست
“اصال نه آن
ضرب المثل که می گفت”
خودم کردم که لعنت بر خودم باد”
بیشتر به کارش می آمد …
خود احمقش او را به این جا کشانده بود
…نادانی ، حماقت
،ترس همه و همه کارش
را به این نقطه رسانده بود…
با افتادن اتوبوس در دست انداز،
درد بدی زیر دلش منتشر شد …
انگشتانش درهم مشت شد
و راه نفسش را بست …
تجربه شب گذشته تلخ بود …
خیلی تلخ …
رمان شب ماه pdf
رمان هتل راز pdf
خلاصه :
هتل راز،هتلی با رازهای بسیار است
که فقط عده ای از ماهیت کثیف
آن راز ها اطلاع دارند،
هتلی که زندگی افراد زیادی را به چالش میکشد،
ثنا دختریست که به عنوان متصدی پذیرش
در این هتل کار میکند
و با گوشه ای از این رازهای بدنام آشنا می شود،
این هتل آغازگر ماجرای های زیادی میشود
که مسیر زندگی دخترک را تغییر میدهد
و امیرعباس پسری که با قصد انتقام برمیگردد
تا مهر گناه کبیره را از پیشانی
پدرو خواهرش پاک کند
اما با راز های کثیفی روبه رو میشود
که انگیزه اش را برای انتقام دوچندان میکند ...
رمان سرزمین من باران میخواهد pdf
خلاصه :
فتح کردی شقایق های دشت
خیالم را و باز کردی دریچه های
روشنایی را به افق چشمانم،
با من بگو از طعم چشمانت
وقتی نگاهم را معطر میکند،
وقتی قبله ی نفسهایم میشود،
با من بگو از محرابی که چشمان
تو رسم میکند و مرا به خود میخواند،
باران شو ! ببار بر من، بر کویری تشنه،
بر کوره راهی که در پیچ و تاب موهایت گم شده،
بر دلی که به یمن قدمهایت
در هوای ملائک به پرواز درآمده...
رمان پارانویا pdf
خلاصه :
پسری بنام فراز روانبخش
که بنا به دلایلی، دچار بیماری
روانی و یا پارانویا هست که
قتل های زنجیره ای انجام داده و
در یک مرکز روانی حبس و بشدت
محافظت میشود و با کسی
حرف نمیزند و دختری بنام پناه
پرتو دانشجوی روانپزشکی علاوه
بر مخالفت استادش برای اینکه بخواهد
رفتار فراز را مورد ارزیابی قرار بدهد،
بازم به این کار اصرار میکند و
سعی میکند با فراز صحبت کند
که در همان جلسه اول
، موفق میشود در حد چند جمله از او جواب بگیرد …
رمان مو سرخه و ارباب اتابک pdf
خلاصه :
داستان دختری با موهای
سرخ به نام روناک، که در روستا
به او لقب جادوگر داده اند،
و به زور او را زن ارباب اتابک می کنند،
در شب عروسی اش
زن اول اتابک فوت می کند
و عمارت اتابک آتش می گیرد
و همه به این باور می رسند
که روناک یک جادوگر است،
اما چون اتابک از زن اولش توران
که به شدت عاشقش بوده فرزندی نداشته،
با ورود روناکی که نمی خواهد در …
رمان عشق در کنار غرور pdf
خلاصه
آرشام آریا خواننده ی معروف پاپ ایرانی،
مردی که گذشتهی مبهم خودش
رو خاک کرده و دیگه اون آدم سابق گذشته نیست،
همه چیز خوبه تا این که گذشتهاش
دوباره سر و کلهاش پیدا میشه
و برای خلاص شدن از تموم اون شکست
ها و خاطرات گذشته یک بازی رو شروع میکنه،
بازیای که زندگی نفس نیکفر رو هم
درگیر خودش میکنه حالا... نفس نیکفر کیه؟
اون گذشته چی میتونه باشه؟
پایان خوش
رمان شهر زیبا pdf
خلاصه :
به قسمت اعتقاد دارید؟
من نداشتم… هیچوقت نداشتم …
ولی شاید قسمت بود که با بزرگترین
ترس زندگیم رو به رو بشم…
ترس دوباره دیدن کسی
که فراموشش کرده بودم …
آره من سخت ترین کار
دنیا رو انجام داده بودم…
کسی رو فراموش کرده بودم
که اسمش قسم راستم بود…
کسی که خودش اومده بود تو زندگیم ،
خودش زندگیم رو تغییر داده بود
و خودش از زندگیم رفته بود…
من اصلا اهل این صحبتا نبودم…
سرم گرم زندگیم بود…
رمان شهر زیبا pdf
با تنهایی خودم عشق می کردم…
ولی خب می دونید هیچ اتفاقی،
اتفاقی نمی افته!
اومده بود تو زندگیم تا بهم ثابت کنه
منم نقطه ضعف های خودم رو دارم!!
حالا برگشته ...
رمان شیدای کافر pdf
خلاصه :
قلم از دستم افتاد
.همه عشق را سفید می بینند ،
دراین روايت به نظرم سیاه آمد.
دوباره ساز ذهنم را کوک کردم
شاید سپید ببینمش!
جوهری که روی صفحه لغزید!
اینطور حک کرد؛
عشق،یعنی گذر از خود،
به انزوا و تنهایی رفتن
عشق،یعنی خود را فدا کردن
عشق ،یعنی بمیری برای او
عشق ،مرگی ست مخملی
عشق،خواستنی ست شیرین
عشق جستجویی ست آتشین
سياهى قلمم از عشق نبود.
از عاقلانه عاشق شدنم نبود.
سیاهی قلمم بخاطر تقدیرم بود.
تقدیری که با دانایی رقمش زدم .
دانایی شد سرآغاز عشقی
که عکس تمام راهها از نفرت بالا آمد.
این قدر زردآبهای دلم را بالا آوردم
تا عشق را به دانایی وصل کنم.
سپید و سیاه مقابل هم درآمدند.
درهم ...
رمان قرار داد سلطنتی جلدpdf 1
خلاصه :
وقتی که من وارد یه اتاق می شم،
مردم به دو دلیل بهم نگاه می کنن.
اول اینکه من شاهزاده آندروویا هستم
زندگیم خیلی عالی بود تا وقتی که پدرم
به طور غیر منتظره ای مرد
و حالا من فقط بیست و چهار ساعت
وقت دارم تا برای پادشاه شدن
یه همسر پیدا کنم وگرنه مجبور می شم
با نامزدی که بهم خیانت کرده ازدواج کنم!!
اولین باری که اون دختر رو دیدم به
دیوار یه سیاهچال زنجیر شده بود.
سایت پارسی رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آمار سایت
451 نوشته
1435 محصول
209 کامنت
532 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پارسی رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.